تبليغاتX
داغـــــــلار

به امید موفقیت روز افزونتان-داغلار دایاغیز دی

توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

قره سید125192

رحمانی  124839

سعیدی  121123

جمع آرا ماخوذه 313238

یاشاسین آذربایجان

یاشاسین

توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

پنجشنبه 6 بهمن1390 11:31
یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را می گیرد
دوست داشتن بینایی می دهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق نیرویی است در ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

دکتر علی

  • خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت “تعصب” “احساس” و “اشراق” محروم نساز.
    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    غضنفری ها! چهارشنبه 12 مرداد1390 11:59
     

    بلای جان همراهم تو بودی
    امید یک پيامک را ربودی؟
    مگر با تو چه کردم بی مروت
    که یک پیامک هم به ما نمیدی



    مادر ها دو سال اول به بچه هاشون راه رفتن و حرف زدن یاد میدن، بقیه عمر بهشون میگن: بتمرگ، خفه شو


     آیا میدانید که

    .

    .

    .فقط يه زن ايراني ميتونه ملكه زيبايي دنيا رو ببينه بعد با غرور بكه:اين؛كجاش زيباست!



    غضنفر لخــــ ــت میره جهنم بش میگن :چرا لخـــ ــت آمدی؟میگه :مگه قرار نبود چوب  تو  کو..*مون کنن


    کلاْ افرادی که ازدواج میکنند دو دسته اند . آنهایی که از جانشان سیر شدند و آنهایی که قصد جان دیگری را دارند


    میدونی چی از صدتا ف حش بدتره ؟؟

    مشترک گرامی با شارژ ۱۰۸۵۰۰۰ ریال دیگر برنده ۱۰۰۰ریال اعتبار رایگان می شوید !


    آمریکایی یه چیزی تولید میکنه شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!!

    اروپایی میگه چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !!!!!!
    ایرانی میگه فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ،بعدش رو بیخیال !!!!!!!!
    چینی میگه کارم نکرد ،نکرد!! ایرانی میخره !!عجب تولید کننده هایی داریم

    .

    .

    حیف نون داشته دستای خرشو با اره میبریده،

    بهش میگن چیکار میکنی بدبختو ؟؟!!

    میگه به شما چه مال خودمه میخوام کانگوروش کنم !!!

    .


    غضنفر اینا برای یک جوک سه بار میخندن

    بار اول وقتی‌ جوک رو براش تعریف میکنی‌

    بار دوم وقتی‌ جوک رو براش دوباره توضیح میدی

    بار سوم وقتی‌ جوک رو فهمید !

    .


    اسبه زنگ میرنه سیرک میگه آقا شما برا سیرکتون اسب نمی خواین؟

    یارو میگه هنرت چیه؟ اسبه میگه احمق دارم حرف میزنم !

    .

    .

    تابلو هلال احمر را به لره نشان می دهند و می گویند علامت چیست و او می گوید خطر حلول ماه مبارک رمضان!!


    ترکه میره عیادت مادر زنش میگه بهتری/ میگه تبم قطع شده اما گردنم هنوز درد می کنه! اونم می گه انشا’الله اونم قطع می شه!!


    ترانه مهستی بعد از رفتن به قزوین: کاشکی به شهر شما سفر نمی کردم...!!



    غضنفر میره کربلا بهش میگن سر قبر مختار هم رفتی ؟ کجا بود ؟!

    میگه آره ، قطعه هنرمندا !

    .

    کنکوری های عزیز هیچ کس از شما توقع نداره! امید امام هم به دبستانی ها بود.

    .

    .

    .

    کبوتر اولی : بق بق بقووو

    کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟

    کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو !

    .

    .

    شورای امنیت سازمان ملل

    “جوراب غضنفر” را در لیست سلاحهای کشتار جمعی قرار داد !


    چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با "زن" آغاز میشود و مردن با "مرد"...

    یارو با زنش دعواش میشه میگه:به خدا اگه به خاطر یارانه نبود میکشتمت


    وقتی خداوند مرد را آفرید پشیمان شد پس زن را آفرید تا جون اونو بگیره!

     

    یارو حس شاعریش گل میکنه به زنش میگه :
    ای رنگ لبت قرمز / در قلب منی هرگز


    غضنفر آلزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری؟

    میگه : خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی آشنا می شم

    اولی : من حافظ کل قرآن هستم!
    دومی : از این قرآن کوچیکا یا بزرگا؟!!!!

     

    غضنفر باباش آتیش میگیره میره ملاقات میگه: بخش پدرسوخته ها کجاست؟

    آگهی استخدام حیف نون

    به یک عدد کارگر پیچیده نیازمندیم !

    .

    فیلم “ورود آقایان ممنوع” در شهر عضنفر اینا اکران شد

     %۱۰۰ تماشاچیان زن بودن !

    .


    دوست دارم شمع باشم در دل شب ها بسوزم

    گر تو هم با من نسوزی ،من خودم تنها بسوزم

    قبض برقم آمده دیشب،فیوزم را پرانده

    حال دانستی چرا تصمیم د

    دارم تا بسوزم!؟



    ب نقل از همکار عزیزم http://minamehr.blogfa.com/

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    بخند تا بخندیم چهارشنبه 12 مرداد1390 11:55
    اگه گفتی این چیه؟

    <>  <>  <>

    .
    .
    .
    چند تا ادم که دارن با این اهنگ میرقصن
    پنجره دن داش گلیر آی بری باخ بری بخ


    زن داداش چیست؟ مارمولکی موذی و خطرناک که بطور مرموزی نظم خانواده را بهم میزنددر حالی که معتقد است منشاء تمام مشکلات خواهرشوهر است.


     

    مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

    .

    .

    .

    ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان


    تابلو مغازه غضنفر

    مکانیکی برادران مرادی به غیر از یحیی


    هرگز نمیدانم اگر روزی کوچه ی علی چپ مشمولِ طرحِ شود ، چــه خاکـــی بر سر خواهیم کرد !!


    غضنفر میره تو داروخانه و می پرسه شما اسید استیل سالیسیلیك دارید؟

    فروشنده میگه:منظورتوت آسپرینه؟

    جواب میده :آره خودشه اسمش همش یادم میره!



    به روزهای سخت نبودنت قسم که وقتی بودی هم هیچ گهی نخوردی



    هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترقیب کنید (برنارد شاو)


    انگیزه بعضی خانم ها از ارایش غلیظ و زیاد :

    داف شود دیده شود بلکه پسندیده شود



    باکره بهتر است یا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بدون کره ؟
    چلوکباب با کدومش بیشتر میچسبه ؟


    همیشه دستان همسرتان را در دست بگیرید، چون اگه رهاش کنید اون میره خرید !


    یک جایی هست در زندگیمون که می‌فهمیم چقدر اشتباه کردیم. از اون به بعد، اشتباهامون ما را می‌کنن


    سوسک بوست کنه،موش قلقلکت بده; مارمولک توظرف غذات بیفته،اگه فراموشم کنى




    بندبنددل بنده به بندبنددلت بنده دلبند بنده دلم برات تنگه

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    جوک ترکی چهارشنبه 12 مرداد1390 11:51
    تپیک چیست؟ حرکتی تقریبا رزمی ست که مردان غیور ترک معمولا نشسته وناگهانی برای اهلی کردن فرزندانشان استفاده می کنند

    قدوخ قاچ چیست؟دستور تهاجمی ترکها به فرزند برای گرفتن غذا در مجلس.


    سن هچ پخ اولماسان چیست؟نوید بخش آینده ای مبهم از طرف والدین ترک به فرزندانشان!!!


    قازماغ چیست؟آخرین امید ترکها برای سیر شدن

    وقتی شب  میشه دوست دارم بهت بگم.......

    د.....دو...........دوس...........دوسیهدیر یات.!!!


    تعارف ترکها برای نگه داشتن مهمان:

    سن الله دور شالواروی چخات!


    نامه دختر ترک به دوست پسرش:دیگر مرا نمی شماری.دیگر به من صورت نمی دهی.یا مرا بخر و یا بیا مرا بدوان.وگرنه برف و زمستانت می کنم.

    جواب پسر:بیچاره من تو را رقصانده بودم.مادرت به من خورشید دادنورنداد                                                                                                                              پدرت طنابم را برید. حالا تو بمان سوزان سوزان


    ترکه رفت بهشت دید خیلی سرسبزه.گفت:لعنت بو شانسین ایچین کچیلری گتیرمدیم.


    ما زین جهان از پی دلدار می رویم........به شوق دیدن حیدر کرار می رویم

    در بهشت را گر نگشایندبه روی ما.......ما ترک هستیم از روی دیوار می رویم                                                                                                                                         

    سن سن حیاتمن معناسی
    سن سن سوگیمین رویاسی
    سن سن دنیامین دنیاسی
    سنی چخ ایستیرم کلم دلماسی


    گئت آشاغیا
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    |-|
    ایندی ایستیسن نردیبانی گؤتوروم بو آشاغیدا قالاسان


    عزیزیم غفار آغلار

    داغلارا باخار آغلار

    کاسیبا sms  گلمز

    گوشیه باخار آغلار


    آخرین پیام ماهواره امید:ایش..م ساوادوزا من ایتمیشم


    یه روز ملا نصرالدین می بینه توی خونه شون قند تموم شده به زنش می گه پاشو بریم می خوام روضه بخونم.توی مجلس با نوحه سرایی  و با حالت سینه زنی  می خونه:

    هچ کس بیلمز بو فنی.............زینب یغشدیر قندی


    اسامی دوران رشد به زبان شیرین ترکی:

    نوزاد:تولا

    کودک:قودووق

    نوجوان:یکه دوه

    جوان:اششک

    بزرگسال:اوکوز

    میانسال:قره مال

    پیری:کافتار

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    شنبه 25 تیر1390 12:34

    آداب ازدواج در آذرشهر تبريز

    دكتر حميد صبري

    بدون ترديد فرهنگ ميراث هزاران سال تلاش فك ري، هنري، اجتماعي و اقتصادي

    انسانهاست كه تجربه هاي تلخ و شيريني را به همراه دارد . در طول تاريخ نيز هر نسل

    يافته ها و اندوخته ها و تجربيات خود را با شيوه هاي مختلف به نسلهاي بعدي منتقل

    مي نمايد. فرهنگ چگونه زيستي را به نسلها مي آموزد انديشه ها و رفتارها را جهت

    روابط ميان طبقات جوامع بشري را تنظيم مي كند.

    در اين ميان بخش عظيمي از اين فرهنگ به فرهنگ عامه و باورهاي اجتماعي

    اختصاص دارد كه به صورت پشتوانه اي در زندگي انسان است و باعث همبستگي بين

    اقوام مختلف مي گردد.

    دكتراي علوم ارتباطات

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    56

    بسياري از آداب و رسوم و باورهاي مردم ريشه در ت اريخ و تمدن ايران باستان دارد .

    با ورود اسلام پاره اي از اين آداب از ميان رفت و پار ه اي ديگر، از آن رو كه مباينتي با

    مفاهيم و ارزش هاي اسلامي نداشت، باقي ماند.

    در اين ميان، بخش قابل توجهي از مولفه هاي موردنظر در شمار باورها و اعتقادات

    عاميانه مردم است . اين عقايد از سويي نشان دهندة قدمت فرهنگي يك جامعه و از

    سوي ديگر گواهي بر وابستگي عميق مردم به اين باورهاست . يكي از اين آداب و

    رسوم مربوط به ازدواج است كه در نواحي مختلف كشور، با رعايت تشريفات خاص

    اعتقادي برگزار مي شود. در نوشته زير تلاش شده است تا با بهره گيري از فن مشاهده

    روايتي مختصر از متن برگزاري مراسم ازدواج در منطقه آذرشهر تبريز و يكي از توابع

    آن (ممقان) ارائه شود.

    آداب و رسوم ازدواج در ميان مردم آذرشهر

    خواستگاري

    در مراسم خواستگاري، اول زن ها به خواستگاري مي روند . در بين خواستگاران،

    مادر پسر، مادربز رگ، عمه و خاله او نيز بايد حضور داشته باشند . معمولاً كساني به

    خواستگاري مي روند كه گيس (گيسو، مو ) سفيد باشند و تعداد خواستگاران در مرحله

    اول از سه يا چهار نفر تجاوز نم ي كند. از خانوادة دختر نيز سه يا چهار مرتبه دعوت

    مي شود. خانوادة دختر سعي مي كنند از خواس تگاران به خوبي و به نحو احسن پذيرايي

    كنند. دختري كه مورد خواستگاري قرار گرفته است، بيش از همه به مهمانان خدمت

    م يكند و آوردن چايي و شيريني و... برعهده اوست.

    در اين مراسم خانواده پسر هر كدام سعي مي كنند به هر بهانه دختر را ببوسند تا در

    فرصت هاي مناسب پيش آ مده سروروي دختر و موها و دست و پاي او را نگاه كنند .

    پس از صرف چاي نيز موضوع مطرح مي شود و پس از اعلام موافقت خانوادة دختر،

    قرارها را مي گذارند تا مردان دو خانواده با هم ديدار و تبادل نظر كنند . روز موعود،

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    57

    مردان كه اغلب از بزرگان و ريش سفيدان خانواده پسر از جمله پدربزرگ، عموها و

    دايي ها هستند، قبل از رفتن به خان ة دختر حرف هاي خود را يكي مي كنند و بعد عازم

    خانة دختر م ي شوند. در منزل دختر زماني كه زمينه فراهم شد، يكي از بزرگان سر

    صحبت را باز م ي كند. بعد مطالب لازم رد و بدل مي شود و در نهايت، موضوع مهريه و

    زمان عقد مطرح مي گردد. در پايان مراسم نيز نباتي را كه خانواده داماد همراه خود

    برد هاند، از سوي بزرگ خانواده شكسته مي شود و هر نفر تكه اي از آن را م يخورند.

    اگر قرار باشد مراسم عروسي به زودي انجام شود براي نامزد كردن دختر چند روز

    از خانة پسر انگشتري، طاقه شال، شيريني و ميوه به خانة دختر مي آورند و با اين كار

    مراسم نامزدي رسميت مي يابد.

    مراسم عقد

    روز عقد، زن ها در يك اتاق و مردها در اتاق ديگر جمع مي شوند و يك نفر

    روحاني پس از اينكه از سوي دختر و پسر وكالت گرفت، صيغة عقد را جاري مي سازد.

    بنا به قاعدة معمول، د خترتا

    مرتبه سوم بله نمي گويد، و

    اگر دختر خجالتي باشد، در

    مرتبه سوم زن ها او را نيشگون

    مي گيرند تا اينكه بله بگويد .

    بعد از بله گويان، اشيا ء و

    هدايايي را كه از خانة پسر به

    مجلس عقد آورده اند، به

    خانوادة دختر تحويل مي دهند و بعد از امضاي نامه، جشن آغاز مي شود و حاضران با

    كف زدن و فرستادن صلوات به شادي و شادماني مي پردازند. خان مها دايره مي زنند و با

    گفتن مبارك باد، جشن و سرور و شادي به اوج خود مي رسد. در آذرشهر به اين مراسم

    بسياري از آداب و رسوم و باورهاي مردم ريشه در

    تاريخ و تمدن ايران باستان دارد . با ورود اسلام پاره اي

    از اين آداب از ميان رفت و پار هاي ديگر، از آن رو كه

    مباينتي با مفاهيم و ارزش هاي اسلامي نداشت، باقي

    ماند.

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    58

    مي گويند كه مادر پسر، انگشتري را به انگشت عروس خانم « انگشتر انداختن »

    م ياندازد.

    هداياي دوران نامزدي

    در منطقه آذرشهر، اگر فاصله بين عروسي و نامزدي زياد باشد و در اين مدت

    مصادف با روز عيدي شود، از جمله عيد قربان، غدير، فطر، نيمه شعبان و...، به مناسبت

    آن عيد هدايايي از سوي خانواده پسر به خانة دختر فرستاده مي شود. در ضمن نوبرانه،

    يعني انواعي از ميو ههاي فصل را هم مي فرستند.

    در شب يلدا و شب چهارشنبه سوري نيز اين رسم معمول است . در شب يلدا كه

    شب چله مي گويند، خانوادة پسر هندوانه، آجيل،شيريني، طاقه پارچه و ميوه به خانة

    دختر مي فرستند و در چهارشنبه سوري كه مصادف با آخرين چهارشنبه سال است،

    پارچه و شيريني و ميوه هديه مي دهند.

    در عيد قربان نيز به خانة دختر هدايايي مي فرستند و به ويژه اگر از خانوادة پسر

    كسي به سفر حج يا به عتبات عاليات مشرف شود، سوغاتي مخصوص براي عروس و

    خانوادة او مي آورند.

    بردن جهيزيه

    قبل از بردن عروس به خانة داماد، اطاق عروس تزئ ين مي شود و آمادة مي گردد .

    براي تهيه جهيزيه تمام فاميل دختر همياري مي كنند و تهيه هر يك از اجناس موردنياز

    از جمله يخچال، اجاق گاز، فرش، ماشين لباسشويي، تلويزيون، مبل و صندلي و... را

    هر يك از اقوام به عهده مي گيرند و مي خرند. زماني كه وسايل و جهيزيه خريداري و

    آماده شد، اگر مسير منزل عروس و داماد نزديك باشد، وسايل را جوانان فاميل به خانه

    عروس مي برند و اين مراسم بسيار ديدني است؛ چرا كه هر يك ازجوانان كه يكي از

    وسايل را به دست مي گيرد و به منزل داماد مي برد، در بين راه با آوازي مخصوص اين

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    59

    مراسم را اعلام مي كند؛ حابي يا الله هدي / حابي يا الله هدي و اگر مسير طولاني باشد،

    وسايل با وانت بار به منزل آقاداماد حمل م ي شود. وقتي وسايل را به منزل پسر بردند، از

    سوي خانوادة داماد به جوانان خلعت مي دهند. در بعضي از مناطق آذرشهر يكي از افراد

    خانوادة دختر يك وسيله از منزل دام اد يا گلداني گل برمي دارد و با خود مي برد. پس از

    بردن وسايل و جهيزيه، مراسم بردن عروس برگزار مي شود.

    بردن عروس

    روزي كه قرار است عروس را به خانة داماد ببرند، مهماني مفصلي در خانة عروس

    برگزار مي شود و شيريني آن روز را خانوادة داماد تهيه مي كند و مي فرستد. شب هنگام

    داماد به اتفاق عده اي براي بردن عروس خانم به منزل دختر مي روند و با اتومبيلي كه با

    گل تزئين كرده اند، همراه با آينه و شمعدان، عروس خانم را سوار ماشين مي كنند و به

    سمت منزل داماد مي روند. در اين ميان يكي از پسربچه هاي خانواده پسر (داماد) شالي

    را ب ه كمر عروس مي بندد و هديه اي هم از خانوادة عروس دريافت مي كند . همراه

    عروس مشاطه نيز هست . كار مشاطه مواظبت و آموزش عروس است . عروس به منزل

    داماد برده مي شود و شب زفاف برگزار مي گردد. م يگويند:

    شب زفاف كم از پادشاهي نيست به شرط آنكه پسر را پدر كند داماد

    از فاميل دختر نيز چند نفر در منزل داماد مي مانند تا خبر خوش را به خانواده ببرند

    و از سلامت عروس خاطر جمع باشند . به آنها در اصطلاح ينگه مي گويند . در شب

    زفاف (عروس) عده اي عاشيق دعوت مي كنند و تا پاسي از شب به شادي و نشاط

    م يپردازند.

    مراسم دواخ قاپبا

    برگزار مي شود. اين رسم (dâvâx Gâpbâ) فرداي شب زفاف، مراسم دوااخْ قااپباا

    در منزل داماد صورت مي گيرد و از خانوادة عروس هم مهمان دعوت مي كنند . در اين

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    60

    مراسم كه با شادي و شادماني انجام مي شود، هر يك از مهمانان به فراخور حالشان

    هديه و كادويي مي آورند و در مقابل، با چ ايي و شيريني و شربت از آنها پذيرايي

    م يشود.

    زماني كه عروس يك بار ديگر با لباس عروس در مراسم حضور مي يابد، مراسم به

    اوج شكوه و شادي مي رسد. در اين روز از منزل عروس، چندين سيني غذا و ميوه و

    شيريني به منزل داماد مي فرستند كه به آن خونچا مي گويند.

    مراسم عقد و عروسي و ازدواج در منطقه ممقان از بخش هاي آذرشهر نيز با آداب و

    رسوم خاصي برگزار مي شود كه به شرح زير است:

    مراسم ازدواج در منطقه ممقان

    در زمان هاي نه چندان دور، انتخاب عروس و داماد از سوي والدين صورت

    مي گرفت و داماد و عروس هيچ گونه اظهارنظري نمي كردند و در صورت رضايت

    پدرومادر آنها به اجبار تن به ازدواج م ي دادند؛ ولي امروزه اين رسم همانند خيلي از

    رسوم ديگر دچار تحول و دگرگوني شده است . امروزه زماني كه پسري قصد ازدواج

    دارد، چند دختر را به او معرفي مي كنند و او يكي از آنها را برمي گزيند . البته در

    محيط هاي ك وچك، به دليل شناخت كافي، انتخاب آسا ن تر است، با اين همه هم

    خانواده پسر و هم خود پسر، سعي مي كنند قبلاً به طور غيرمستقيم دختر را ببينند . براي

    اين كار خانواده پسر به بهانه هاي مختلف به در خانه دختر مي روند و اگر دختر را ببينند

    و بپسندند، به خانه برم ي گردند و به طريقي دختر را به پسر هم نشان م ي دهند كه اگر

    اين كار صورت بگيرد و پسر هم او را بپسندد، براي بار دوم براي خواستگاري مي روند

    و مسئله را مطرح مي كنند.

    خانواده دختر هم در صورت رضايت دختر، فرصت كافي مي خواهند تا با بزرگترها

    مشورت و تحقيق كنند . بعد از اتمام زمان مهلت داده شده، خانواده پسر براي گرفتن

    جواب مي روند و در صورت رضايت خانواده دختر، شبي را تعيين مي كنند تا خانواده

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    61

    داماد به همراه پسرشان به خانه دختر بروند و در آنجا همديگر را ببينند و اگر مطلبي

    داشته باشند با هم در ميان بگذارند و اگر دو طرف يكديگر را پ سنديدند، با شيريني اي

    كه خانواده پسر مي آورد، دهان همه را شيرين مي كنند و يك حلقه انگشتر هم در خانه

    دختر م يگذارند و خانوادهدختر هم با چاي و ميوه از ميهمانان پذيرايي مي كند.

    « كبين دانيش ماخ » در همان جلسه، دو خانواده قول و قرار مهريه را، كه در اصطلاح

    مي گويند، مي گذارند و شبي را هم براي برگزاري مراسم رسمي آشنايي مشخص

    مي سازند و خانواده دختر و پسر براي آن شب مهماناني از فاميل خودشان دعوت

    مي كنند. خانواده دختر بعد از خوردن شام، منتظر ورود فاميل و آشنايان پسر مي شوند

    كه اين انتظار زود به سر مي رسد و خانواده پسر با دستاني پر، از جمله : چندين سيني

    شيريني، ميوه، نبات گرد، چند كله قند، گل، هديه اي براي عروس Xunčâ ( (خُونْچاا

    (معمولاً انگشتر )، يك جلد كلام الله مجيد و يك آ ينه داخل م ي شوند و كنار اتاق

    م يچينند و دو فاميل با يكديگر با محبت دست مي دهند و آشنا مي شوند و ب ه همديگر

    مبارك باد مي گويند.

    بعد از صحبت هاي معمولي، يكي از بزرگان فاميل پسر شروع به صحبت مي كند و با

    نام خدا و صلوات بر پيامبر و ائمه اطهار اين كار خير را تبريك مي گويد و براي

    خوشبختي عروس و داماد دعا مي كند و مسئله مهريه را مطرح مي سازد و از خانواده

    دختر نيز يكي از بزرگان ضمن خوشامدگويي، مبلغي به عنوان مهريه پيشنهاد م ي كند .

    البته در مبلغ مهريه، آخرين ازدواجي كه در فاميل يا آشنايان بوده است، ملاك قرار

    مي گيرد. با اين توافق، از خونچه هايي كه آورده اند، به تمام افراد اعم از كوچك و بزرگ

    يك بسته مي دهند و در آن مجلس تاريخ مراسم عقد را هم تعيين مي كنند و بعد از

    اجراي اين مراسم كه با قرائت صيغه محرميت همراه است، دختر و پسر به يكديگر

    محرم شده و د وران نامزدي شروع مي گردد. دوران نامزدي كه مدت آن به نظرخانواده

    داماد بستگي دارد، از يك ماه تا حداكثر سه سال طول مي كشد.

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    62

    تعيين روز عروسي با تصميم خانواده داماد است . يك هفته مانده به عروسي، مراسم

    (bâzâr liq) « با ازاار ليقْ » خريد لباس و وسايل لازم براي عروس و داماد كه به آن

    مي گويند، انجام مي شود كه طي آن عروس و داماد به همراه چند نفر از فاميل طرفين به

    بازار مي روند و هر خا نواده براي عروس و داماد وسايل لازم را تهيه مي كنند و آن را به

    خانه خود م ي برند؛ يعني لوازمي را كه داماد براي عروس خريده به خانه داماد و وسايلي

    را كه عروس براي داماد خريده است، به خانه عروس مي برند. بعد از چند روز مراسمي

    در خانه داماد برگزار مي شود و (Sânduq gurma) «  صااندوقْ گورمه » به عنوان

    دختران و خانم هاي فاميل به اين مراسم، كه زمان آن بعدازظهر است، دعوت م ي شوند و

    بعد ازجشن و شادمانيتمامي وسايل و لوازمي را كه

    براي عروس خريداري شده است، يك به يك به همه

    نشان مي دهند و آنها را براي بردن به خانه عروس در

    صندوق مي گذارند و صندوق را يكي از پسران يا

    مردان ترجيحاً برادر داماد به همراه افراد دعوت

    شده، به خانه عروس مي برند و انعامي از مادر عروس

    مي گيرند. در آنجا نيز افرادي كه به خانه عروس

    دعوت شده اند، به همراه شادي و پخش شيريني و نقل

    وسايل و لوازم را يك به يك نشان مي دهند . اين

    مراسم عصر پايان مي يابد.

    برگزار (pâltâz bišmâx) « پاالْتا از بيشْما اخْ » بعد از دو روز نيز مراسمي با عنوان

    مي شود كه طي آن پنج يا شش نفر از سوي خانواده عروس دعوت م ي شوند تا

    پارچه هايي را كه بايد دوخته شوند، ببرند و بدوزند و آنها را براي چ ند روز آينده آماده

    كنند.

    بعد از چند روز، مراسم جشن شروع مي شود . در آن روز، با درخواست خانواده

    عروس، يك رأس گوسفند با يك گوني برنج و يك حلب روغن نباتي از سوي خانواده

    در زمان هاي نه چندان دور،

    انتخاب عروس و داماد از

    سوي والدين صورت

    مي گرفت و داماد و عروس

    هي چگونه اظهارنظري

    نم يكردند و در صورت

    رضايت پدرومادر آنها به

    اجبار تن به ازدواج مي دادند

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    63

    داماد فرستاده مي شود. همچنين از طرف خانواده عروس بيست تا سي نفر مرد به خانه

    داماد و از طر ف خانواده داماد هم همين تعداد زن به خانه عروس دعوت مي شوند كه

    مي گويند و در هر دو خانه مراسم جشن و سرور برپا « ينگه » اينها را در اصطلاح

    مي شود. بعد از صرف شام و چند ساعت جشن و شادماني نوبت به مراسم روشن كردن

    شمع مي رسد. براي اين كار عروس را آماده و سه عدد ش مع روشن مي كنند. يك نفر در

    «  سولْدوش » و يك نفر در طرف چپ عروس به نام « ساقدوش » سمت راست به نام

    مي ايستد و شمع ها را نگه مي دارد و اينها به نوبت عوض مي شوند و اكثراً (sulduš)

    نيز با گذاشتن پول روي سر عروس شمع را تحويل مي گيرند. عده اي هم در قالب شعر،

    مي گويند . (oxšâmâx) « اُخْشاامااخْ » به تع ريف و تمجيد عروس مي پردازند كه به آنها

    بعد دستمالي روي سر عروس مي اندازند و شمع ها را بعد از دعا و ذكر خوشبختي روي

    سر عروس خاموش مي كنند. بعد پدر داماد را مي آورند و او يك دستمال يا يك شال را

    كه بايستي آن را سه بار از با لاي سر عروس تا زيرپايش حركت دهد، دوركمر او

    م يبندد و دعا مي كند و از خدا هفت پسر و يك دختر براي عروسش آرزو مي كند.

    در اين هنگام عروس دستش را به عنوان اينكه انعامي از پدرشوهرش بگيرد، بالاي

    سر خود م ي گذارد و پدرداماد نيز انعاميبه او م يدهد و عروس آماده رفت ن به خانه

    داماد مي شود و البته شبيه همين مراسم، يعني جشن و شادي، گرفتن شمع و تعريف و

    بنْدِ ه » تمجيد داماد در منزل او نيز برگزار مي شود. فرداي آن شب نيز مراسمي به نام

    در منزل داماد برپا مي گردد و عده اي از دختران و زنان براي (bande tâxt) « تااخْت

    نهار دعوت م يشوند و بعد از نهار تا عصر به جشن و شادماني مي پردازند.

    يك روز بعد، خانواده داماد، عروس را براي دي دن پدر و مادرش به اصطلاح

    مي برند و داماد نيز هدايايي به مادرزن و پدرزن خود مي دهد و از (guraš) « گوروش »

    طرف خانواده عروس نيز هديه گران قيمتي كه معمولاً لو ازم خانه است، به عروس و

    داماد هديه مي شود. چند روز بعد خانواده عروس، خانواده داماد و بزرگان فاميل را

    براي شام دعوت مي كنند. اين مهماني ها طي چند روز هر شب بعد از شام از سوي يكي

    فرهنگ مردم ايران / شماره 5 و 6

    64

    از بزرگان فاميل عروس و داماد برپا مي شود و طي آن هر كدام هدايايي به عروس و

    داماد مي دهند و به اين ترتيب مراسم عروسي به پايان مي رسد. البته برنامه بردن جهيزيه

    معمولاً يك روز قبل از عروسي از سوي فاميل داماد انجام مي گيرد و چند نفر از زنان

    خانواده عروس، براي چيدن وسايل و آماده كردن خانه داماد، همراه آنان مي روند.

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    عاشق یکشنبه 1 خرداد1390 11:48
     

    امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام
    شاهزاده گفت : زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
    امیر برگشت و دید هیچکس نیست.
    شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!! عاشق به غیر نظر نمی کند.

    ----------------------------------------------------

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |

    فریاد های خاموشی یکشنبه 1 خرداد1390 11:47
     

    دریا ,صبور وسنگین
                           می خواند و می نوشت:


    ((من خواب, نیستم!

                                خاموش اگر نشستم,

                                                           مرداب نیستم!


    روزی که بر خروشم وزنجیر بگسلم


    روشن شود که اتشم و اب نیستم!))
                                          

    (فریدون مشیری)

    توپارلایان*داغلار*  | لینک ثابت |